محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6544

تاريخ الطبرى ( فارسي )

ياران موفق وارد شهر خاين شدند ، فاجر و يارانش به هزيمت پشت بكردند ، ياران موفق تعقيبشان مىكردند و به هر كس از آنها كه مىرسيدند او را مىكشتند تا به نهر معروف به ابن سمعان رسيدند ، خانهء ابن سمعان به دست ياران موفق افتاد كه هر چه را در آن بود بسوختند و خانه را ويران كردند . فاجران بر نهر ابن سمعان دير - باز مقاومت كردند و دفاعى سخت كردند . يكى از غلامان موفق به على بن ابان مهلبى هجوم برد كه به فرار از وى پشت بكرد ، غلام روپوش وى را بگرفت و او روپوش را رها كرد و به غلام واگذاشت و از آن پس كه نزديك هلاكت بود ، جان برد . ياران موفق مردانه به زنگيان هجوم بردند و از نهر معروف به ابن سمعان پسشان زدند ( 598 چندان كه آنها را به كنار ميدان فاسق رسانيدند ، و چون خبر يافت كه يارانش هزيمت شده‌اند و ياران موفق از اطراف شهر وى درآمده‌اند ، با گروهى از ياران خويش برنشست . ياران موفق كه فاسق را مىشناختند بر كنار ميدان به طرف وى رفتند و به دو هجوم بردند كه ياران و همراهانش پراكنده شدند و او را تنها نهادند . يكى از پيادگان به دو نزديك شد چندان كه با سپر خويش به چهرهء اسب وى زد و اين به هنگام غروب خورشيد بود . موفق به ياران خويش دستور داد كه سوى كشتيهايشان بازگردند كه به سلامت بازگشتند ، تعداد زيادى سر از خبيثان همراه داشتند و از كشتن و زخمدار كردنشان و سوختن منزلها و بازارهاشان آنچه مىخواستند كرده بودند . و چنان بود كه در آغاز روز گروهى از سرداران و سواران فاجر از ابو العباس امان خواسته بودند كه مىبايد براى برداشتن آنها در كشتيها ، توقف كند . شب تاريك شد و باد سخت شمال وزيدن گرفت ، جزر شدت يافت و بيشتر كشتيها به گل نشست . خبيث پيروان خويش را تحريض كرد و به كمك طلبيد كه جمعى از آنها بيامدند و بر كشتيهاى به جاى مانده هجوم بردند و بدان دست اندازى كردند و كسانى از مردم آن را كشتند . در آن روز بهبوذ در نهر غربى ، مقابل مسرور بلخى و ياران وى بود كه به آنها